تبلیغات
----------داستانکده---------
گروه طراحی قالب من داستانکده داستانکده داستانکده داستانکده

نویسندگان
نظرسنجی
از کدام نوع داستان بیشتر خوشتان می آید؟











تقویم
مترجم
یک روز یک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفید در بین موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسید: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفیده؟

مادرش گفت: هر وقت تو یک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، یکى از موهایم سفید مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهمیدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفید شده!

پایان






نوع مطلب : داستان های کوتاه، داستان طنز، 
برچسب ها : داستان بسیار کوتاه، داستان طنز، داستان خنده دار، داستان جالب،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 تیر 1391
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:44 ب.ظ
Thanks for a marvelous posting! I actually enjoyed reading it,
you are a great author.I will make sure to bookmark your blog and
will often come back sometime soon. I want to encourage continue
your great posts, have a nice afternoon!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 03:49 ب.ظ
Hi, after reading this amazing paragraph i am as well cheerful to
share my familiarity here with mates.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 10:16 ق.ظ
Hi there, I enjoy reading through your article. I like to
write a little comment to support you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی