تبلیغات
----------داستانکده---------
گروه طراحی قالب من داستانکده داستانکده داستانکده داستانکده

نویسندگان
نظرسنجی
از کدام نوع داستان بیشتر خوشتان می آید؟











تقویم
مترجم

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد .
مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : « ماشین من خراب شده . آیا می توانم شب را اینجا بمانم ؟ »
رئیس صومعه بلا فاصله او را به صومعه دعوت کرد . شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند .
شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید . صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود .
صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند : « ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی »
مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد .
چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند .
آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید .
صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند : « ما نمی توانیم این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی »
این بار مرد گفت « بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن فدا کنم .
اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم ؟ »
راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همینطور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی . وقتی توانستی پاسخ این دوسوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد . »
مرد تصمیمش را گرفته بود . او رفت و ۴۵ سال بعد برگشت و در صومعه را زد .
مرد گفت :‌ « من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم .
تعداد برگ های گیاه دنیا ۳۷۱,۱۴۵,۲۳۶,۲۸۴,۲۳۲ عدد است و ۲۳۱,۲۸۱,۲۱۹,۹۹۹,۱۲۹,۳۸۲ سنگ روی زمین وجود دارد »
راهبان پاسخ دادند : « تبریک می گوییم . پاسخ های تو کاملا صحیح است . اکنون تو یک راهب هستی . ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم . »
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت : « صدا از پشت آن در بود »
مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود . مرد گفت : « ممکن است کلید این در را به من بدهید ؟ »
راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد .
پشت در چوبی یک در سنگی بود . مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند .
راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد . پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت ، او بازهم درخواست کلید کرد .
پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت .
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت .
در نهایت رئیس راهب ها گفت :« این کلید آخرین در است . »
مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت . او قفل در را باز کرد .
دستگیره را چرخاند و در را باز کرد . وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد . چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید ، چون شما راهب نیستید . .

نقل از حسین پناهی (نه اون شاعره!!!(این یکی دیگست))





نوع مطلب : داستان های کوتاه، داستان طنز، عمومی، 
برچسب ها : داستان سرکاری، داستان جالب، داستان باحال، داستان خنده دار، داستان طنز، داستان کوتاه، داستان جذاب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 مرداد 1391
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:11 ق.ظ
Does your site have a contact page? I'm having trouble locating it but, I'd like to shoot
you an email. I've got some suggestions for your blog you might be interested in hearing.

Either way, great website and I look forward to seeing it improve over
time.
دوشنبه 16 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
Greetings! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers and starting a
new project in a community in the same niche. Your blog provided us beneficial information to work on. You have done a marvellous job!
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:35 ب.ظ
Thanks for your personal marvelous posting!
I actually enjoyed reading it, you will be a great author.
I will make sure to bookmark your blog and will eventually come back very soon. I want to encourage continue your great writing,
have a nice evening!
چهارشنبه 14 تیر 1396 04:48 ب.ظ
Asking questions are truly fastidious thing if
you are not understanding something totally, but this post gives nice understanding even.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 07:45 ب.ظ
Greate article. Keep posting such kind of info on your blog.
Im really impressed by your blog.
Hi there, You have done an incredible job. I'll definitely digg it and personally suggest to my friends.

I am confident they'll be benefited from this site.
شنبه 12 فروردین 1396 12:07 ق.ظ
whoah this weblog is excellent i like studying your
posts. Stay up the great work! You know, lots of people are searching round for this info, you
can aid them greatly.
دوشنبه 9 مرداد 1391 02:41 ب.ظ
عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی